سلاح ها و زره های هخامنشیان و ساسانیان

نگارش به انگلیسی: دکتر منوچهر مشتاق خراسانی، مجله فزانا شماره تابستان 2006

دریافت مقاله به صورت PDF

شاهنشاهی های عظیم هخامنشی و ساسانی که برای قرن ها بر سرزمین های پهناوری حکومت می کردند از سوی سلحشورانی شجاع محافظت می شدند. این سلحشوران با استفاده از استراتژی های نظامی پیچیده و سلاح های تهاجمی و تدافعی خوش ساخت از یکپارچگی ملی ایران دفاع می کردند. در ادامه این مقاله به معرفی مختصر برخی از سلاح های مهم در این دوران ها می پردازیم:

ارتش هخامنشیان:

ارتش هخامنشیان از سربازانی از نواحی مختلف ایران تشکیل شده بودند اما هسته اصلی ارتش سلحشوران ایرانی بودند. این سربازان از سرتاسر این امپراتوری پهناور می آمدند: از پارس، آسیای مرکزی تا دانوب. پس از پارسیان مادها بیشترین سرباز را در سپاه ایران داشتند و بسیاری از ژنرال های ارتش مادی بودند. نوشته های نویسندگان یونانی چون هرودوت، آریان و گزنفون اطلاعات مفیدی در رابطه با ارتش هخامنشیان در اختیار ما می گذارند، اما باید به خاطر داشت که نوشته یونانی ها در مورد ایرانیان عمدتا مغرضانه است چرا که کشورشان در حال جنگ با هخامنشیان بود و آن ها سعی کردند با اغراق در مورد تعداد سپاهیان هخامنشی پیروزی های خودشان بر آن ها را  برجسته تر جلوه دهند (Marsdon, 1964:37). متاسفانه بیشتر تالیفات، تنها روایت یونانیان را در نظر گرفته اند بنابراین اعدادی که در این گزارش ها آمده اسست بسیار مورد مناقشه و صرفا حدس و گمان هستند. از طرفی ژوزف ویسهوفر نگاهی متعادل و منصفانه به نبرد های هخامنشیان ارایه می کند(1993:25-148) .

در طول نبرد فلاخن اندازان و کمانداران پیاده نظام در خط مقدم قرار می داشتند و سواره نظام سبک اسلحه و پیاده نظام سنگین اسلحه در دو طرف آن ها قرار می گرفتند نا آن ها را مورد حمایت خود قرار دهند. در آغاز نبرد فلاخن اندازها و کمانداران با پرتاب سنگ و کمان بر روی دشمن، خطوط آن ها را دچار آشفتگی می کردند، سپس پیاده نظام سنگین اسلحه که به نیزﻩ و شمشیر مجهز بودند با پشتیبانی واحدهای سواره نظام از جناحین به دشمن حمله می کردند. این تاکتیک ها در برابر دشمنان آسیایی هخامنشیان به خوبی نتیجه می دادند اما در برابر آرایش جنگی به هم فشرده یونانیان و مقدونی ها چندان موثر نبود. واحدهای سنگین اسلحه هوپلایت های یونانی و فالانکس مقدونی  با کمک نیزه های بلند آرایش به هم فشرده خود را حفظ می کردند و به این ترتیب از خود در  برابر مهاجمان دفاع می کردند. یونانی ها که بدنشان با زره محافظت می شد در برابر تیر ها و پرتابه ها آسیب چندانی نمی دیدند و می توانستند در نبردهای نفر به نفر پیروز شوند.

به نوشته ذکا[1] آکیناکه یک شمشیر کوتاه به طول 40 تا 50 سانتیمتر بود و یکی از سلاح های عمده هخامنشیان به شمار می آمد (Zoka , 1971/1350:69). پورداوود[2] (1969/1347:43) اظهار می کند کلمه ایرانی باستان برای آکیناکه مشخص نیست. پورداوود (1969/1347:43) از هرودوت که لشکرکشی خشایارشا به یونان در 480 ق.م. را گزارش می کند نقل می کند خشایارشا بر روی پلی در هلسینتوس (داردانل) ، برگ هایی در دریا ریخت، براتی را در جام زرین خود ریخت و خورشید را ستایش نمود و یک آکیناکه به عنوان هدیه به خدا در آب انداخت. قبضه این شمشیر تماما از چوب و تیغه آن از آهن (استخراج شده از مصر) بود و می توان آن را در موزه آشمولیان آکسفورد یافت.

تصویر 1 : یک آکیناکه ﺍﺯ طلای خالص از موزه ملی ایران در تهران

آکیناکه مادی و پارسی:  بر اساس سنگ نگاری های پارسه (تخت جمشید/پرسپولیس)، ذکا (1969/1347:1350:211) بین دو گونه این سلاح تمایز قایل است: الف) آکیناکه مادی ب) آکیناکه پارسی. آکیناکه های مادی از طریق ریسمانی که از “شکل گوش”  ﻏﻼﻒ شمشیر عبور می کرد در سمت راست بدن به کمربند آویخته می شد.  هنگامی که حامل آکیناکه بر اسب سوار می شد با به صورت پیاده نظام راهپیمایی می کرد، کمربندی از انتهای غلاف  آن را  از آویخته شدن و تلو تلو خوردن باز می داشت (Zoka, 1971/1350:70). کوچ (2000:258) تصویر سنگی از تالار سه دروازه پارسه را نشان می دهد که بر روی آن نقش نگهبانی با آکیناکه مادی به چشم می خورد.

برخلاف آکیناکه های مادی، آکیناکه های پارسی زیر کمربند  و جلوی شکم جای می گیرد. دسته I-شکل بسیار متفاوت از آکیناکه های مادی بود. بخش پایین “شکل گوش” شمشیر و تمام سر غلاف به صورت سه نیمدایره  ساخته می ساختند تا شمشیر به آسانی از کمر نیافتند. آکیناکه پارسی ته-غلاف برجسته ندارد بلکه غلافآن مثل تیغ در انتها تیز می شود.

آکیناکه های هم از طلای ناب و با تزئینات زیبا وجود داشت. برتون (1987:212) به نقل از گزنفون گزارش می کند، هدیه سلطنتی ایران یک آکیناکه طلایی، یک اسب نسایی با افسار طلایی و دیگر ادوات جنگی بود. یک آکیناکه طلایی مجلل (شماره ثبت موزه 1322) از دوران هخامنشیان در موزه ملی ایران در تهران نگهداری می شود (Muzeye Melli Iran 2011 را ببینید). هوت (1965:192:223) می نویسد این آکیناکه طلایی در همدان (هگمتانه) پیدا شد و قدمت آن به 500 ق.م. باز می گردد. این قطعه مشابه آکیناکه ای است که در موزه هنر متروپولیتن در نیویورک وجود دارد (Sekunda, 1992:56).

نیزه دار و نیزه ها: واحد های نیزه داران از مهمترین واحد های ارتش هخامنشیان بودند و  بالاترین درجه در ارتش نیز بر عهده یک نیزه دار بود (Pur Davood, 1969/1347:41). بنا به گفته پورداوود (1969/1347:39) و تایید معطوفی (1999/1378:218)، نیزه در وندیداد، فرگرد 17، بند 43 با عنوان آرشتایاشا (ارشتی) آمده است. پورداوود  با اشاره به سنگ نگاری نقش رستم، شرح می  دهد که نیزه دار داریوش شاه گئوبروه (آرشتی بارا /spear bearer) خوانده می شد. سرنیزه های دوران هخامنشی از لحاظ شکل متنوعند. ذکا 1971/1350:64) بر مبنای سنگ نگاره های هخامنشی دو نوع کلی سرنیزه را تشخیص می دهد الف) سرنیزه های پهن و  مشابه برگ درخت ب) سر نیزه های باریک و بلند به شکل برگ درخت بید. به نظر ذکا نیزه های هخامنشی از لحاظ درازا بر دو نوعند الف) نیزه های بلند که در کنار سپر از سوی واحد های سواره نظام و پیاده نظام استفاده می شد ب) نیزه های کوتاه (زوبین).

تصویر 2- کتاب ” جنگ افزارها و جوشن‌های ایرانی از دوره مفرغ تا قاجار ” تالیف دکتر منوچهر مشتاق خراسانی برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی. سلاح‌ها، ابزارهای جنگی، فولادها، جنگ‌افزاها، جوانمردی و عیاری از دوره مفرغ تا بعد از اسلام، از مباحث کتاب است. از این کتاب در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی معتبر سراسر دنیا به عنوان یک منبع مهم در در این زمینه ها استفاده می شود

 

به گزارش هرودوت محور نیزه ایرانیان شش تا هفت پا (حدودا دو متر) بودند و از چوب درخت زغال اخته ساخته می شدند. ذکا می افزاید نیزه ها به یک سیب کوچک ختم می شدند، برای همین به این نیزه دار ها  “سیب بَر” می گفتند. سکوندا (1992:6-7) توضیح می دهد که سیب بَرها بخشی از ده هزار نفر سرباز نجیب زاده گارد جاویدان بودند. هزار نفر از سربازان گارد جاویدان، حامل نیزه هایی با ته نیزه های طلایی بودند و از ارابه شاهنشاه محافظت می کردند و در زبان پارسی باستان ارستیبارا خوانده می شدند (Sekunda, 1992:6-7).هزار سرباز دیگر نیز نیزه ای با ته نیزه های نقره ای حمل می کردند (Zoka, 1971/1350:64). یک نیزه نیز با ته نیزه مفرغی در دِو هویوک شمال سوریه  کشف شده است.

تصوبر3 - ته نیزه برنزی از دوران هخامنشیان که در  شمال سوریه امروزی پیدا شده است.

ودر: گرز یا تبرزین- پورداوود (1969/1347:45) می نویسد گرز یکی از قدیمی ترین سلاح هاست که فرشتگان و ایزدان اوستا آن را به کار می برند. او در ادامه یادآوری می کند سلاح مورد علاقه بسیاری از پهلوانان استوره ای ایرانی مانند سام، گرشاسب و رستم گرز است و آن ها در به کار بردن آن مهارت داشتند.  اوستا از انواع  مختلفی از گرزها نام می برد. یکی از آن ها ودر خوانده می شود و در یسنا 32، بند 10 در اَهونَوَدگاه گاتا (فصل های 28-34) و در هوم یشت، یسنا 9 (بند های 30-32) از آن یاد شده است.  پورداوود (1969/1347:45) می نویسد اوستاشناسان در مورد این عبارت توافق ندارند، برخی عقیده دارند ودر  یک نوع گرز است و برخی دیگر بر این باورند که ودر یک نوع تبرزین است. خود پورداوود بر این عقیده است که ودر احتمالا نوعی گرز است. چرا که مطابق متون وداها به زبان سانسکریت سلاح ایزد هندی ایندرا  گرزی است موسوم به ودهر و از آنجا زبان های هندی و ایرانی ریشه مشترکی دارند، ودر باید به گرز اشاره داشته باشد.

تصویر 4- بخشی از کاتالوگ کتاب 800 صفحه ای دکتر مشتاق خراسانی: Arms and Armor from Iran: The Bronze Age to the End of the Qajar Period

اوستا از دو نوع گرز دیگر هم یاد کرده است: یکی ورزا که برای درهم شکستن استفاده می شود (اورمزد یشت، بند 72؛ خورشید یشت، بند 5؛ مهر یشت بند 96؛ فروردین یشت، بند 72  را ببینید) و دیگری گّدها، برای پرتاب کردن (مهریشت بند 101 و بند 131 را ببینید) (به   Pur Davood, 1969/1347:4مراجعه کنید). گرز های گاوسر در دوران هخامنشیان کاربرد داشتند ضمن اینکه در حماسه های ایرانی هم اغلب از آن یاد شده است. هارپر (1985:247) به عنوان نمونه فریدون را ذکر می کند که چگونه او گرز گاوسری طراحی کرد و از آن در نبرد با ضحاک دیو سیرت بهره برد. رستم، گیو، اسفندیار و گرشاسب هم از این نوع گرز استفاده می کردند. در دوران ساسانیان، بهرام پنجم گرز گاو سرش را به کار برد تا تاج پادشاهیش را از میان دوشیر در دام بگیرد. این سلاح در دوران بعد  به صورت اسلحه ای نمادین و با اعتبار شاهان ایران درآمد.

ذکا (1971:1350:66) بر پایه گزارش های گزنفون و استرابون تاکید می کند نقش برجسته های پارسه سربازان هخامنشی را تبرزین به دست نشان می دهد. اما هرودوت گزارش کرد تنها سکاها تبرزین به کار می بردند. سر تبرزینی که در نقش برجسته ها به چشم می خورد به شکل سر یک پرنده، احتمالا اردک، است که تیغه تبرزین از منقار آن بیرون می آید. سمت دیگر سر تبرزین به یک شکل نیم دایره با دو میخ در انتهای آن ختم می شود که احتمالا برای شکستن زره کارایی داشت. انتهای دسته چوبی آن به شکل V کنده شده است تا سرباز تبرزین را راحت تر به دست بگیرد (Zoka, 1971/1350:68).

تصویر 5- شمشیر مفرقی مربوط به 1000 سال پیش از میلاد که عبارت “اوهرمزد” به زبان پارسی باستان و با خط میخی  بر آن حک شده است. این شمشیر در موزه ملی ایران نگهداری می شود.

کمان ها: به عنوان نماد پادشاهی و  قدرت کمان ها نقش مهمی در ارتش هخامنشیان ایفا می کردند (Zuttermann, 2003:142). کمان و تبرزینهای آن در یک کماندان (گوریتویی) حمل می شدند.ایرانیان از گروههای مختلف مثل ماد ها و پارس ها در لباس های ایرانی محلی خود یا جامه های سوارکاری کماندان حاوی تیر و کمان را با خود حمل می کردند. پادشاهان هخامنشی از کمان برای نشان دادن توانایی های رزمی و شجاعت خود در حین نبرد و نماد جایگاه خوداستفاده می کرئند. داریوش در بند 9 فرمان خود می گوید “ورزیده هستم، چه با هر دو دست چه با هر دو پا، هنگام سواری خوب سواری هستم. هنگام کشیدن کمان، چه پیاده چه سواره، خوب کمان کشی هستم. هنگام نیزه زنی، چه پیاده و چه سواره، خوب نیزه زنی هستم.” (Sharp,1964/1343:85 را بنگرید).

ارتش ساسانیان:

اردشیر اول  اصلاحاتی در ارتش ساسانیان صورت داد. او یک ارتش دایمی تحت فرمان خود تاسیس کرد و درعین اینکه سیستم سوارکاری پارتیان (اشکانیان) را حفظ کرد، افسران ارتش را از ساتراب ها و شاهزادگان و نجیب زادگان محلی جدا کرد. او یک سری اسلحه جدید از قبیل چند نوع زره و ادوات محاصره و قلعه گیری به ارتش معرفی و اضافه کرد.

زره های حلقوی از حلقه های به هم متصل شده و در زمان اردشیر اول تولید می شدند (اسواران ساسانی، دکتر کاو فرخ را ببینید). فرخ می نویسد اگر چه تولید زره های حلقوی سخت تر از زره های معمولی بود، اما مزایایی نسبت به زره های دیگر داشت. از جمله مقاوم تر، مانا تر و انعطاف پذیر تر بودند و همچنین اجازه می دادند حرارت بدن دفع شود که این در آب و هوای گرم بسیار اهمیت داشت.  او اضافه می کند این نوع زره وقتی در ترکیب با زره های دیگر به کار می رفت موثرتر می شد. فرخ با نقل قول از بیور و شهبازی اشاره می کند یکی از دلایل شکست اشکانیان از ساسانیان در فیروزآباد این بود که اشاکایان بیش از حد بر زره های لایه لایه و فلسی تاکید داشتند در حالی که سواره نظام زبده ساسانیان علاوه بر آن زره های حلقوی هم می پوشیدند. دفاع موفقیت آمیز ساسانیان در برابر مهاجمین چادرنشین آسیای مرکزی و رومیان (غربی و شرقی) در عمل ثابت کرد که اصلاحات اردشیر موثر بودند. در دوران اردشیر اول یک کتاب راهنمای نظامی منتسب به او نگاشته شد که اکنون در دست نیست. از این کتاب در کتاب عربی الفهرست نام برده شده است که اثر یک ایرانی موسوم به ابن ندیم است و در نیمه دوم قرن دهم به رشته تحریر در آمد. ابن ندیم در فصل آثار مربوط به هنرهای نظامی از اثری با نام “هنر رزماوری و شیوه های فتح قلع ها و شهرها، به کمین نشستن، قرار دادن نگهبانان، تحت فشار قرار دادن جاسوسان، فرستادن دسته های سربازان و پادگان زدن” یاد می کند. این کتاب بر اساس رساله هایی است که در قرن سوم میلادی برای اردشیر پسر پاپک نگاشته شده اند. عنوان عربی این کتاب الفروسیا الشمیتی می باشد(Zakey, 1956:163-4).

تصویر 6- سواره نظام سنگین پشتیگبان/پشتیبان گارد سلطنتی (چپ) و شواره نظام جیانوسپار/چان سپار (راست).

سواره نظام زبده ساسانیان موسوم به اسواران یا کاتافراکت ها نقش مهمی در پیروزی ایرانیان برابر رومی ها داشتند. کپی رایت: دکتر کاوه فرخ

ستون اصلی ارتش ساسانیان واحد های سواره نظلم سنگین اسلحه موسوم به اسواران یا کاتافراکت ها بودند. فرخ (2005:13) می نویسد در اوایل دوران ساسانیان، نیزه سلاح تهاجمی اصلی اسواران بود. ذکا (1971/1350: 117) اظهار می کند کاتافراکت های ساسانی (نام دیگر اسواران) مجهز به نیزه  چنان محکم و استوار بر زین اسب خود می نشستند که گویی به آن قفل شده بودند. آنها به مثابه دیواری در صف های اول ارتش می ایستادند. پشت آنها کماندارن و سپس فیل های جنگی (حربه ای که ساسانیان آن را اولین  بار  به کار بردند) می ایستادند. آنها در ردیف های متمرکز حمله می کردند و از سوی کماندارانی که به طور پیوسته به سوی خطوط دشمن تیراندازی می کردند پشتیبانی می شدند. ویسهوفر می نویسد فرمانده در وسط جای می گرفت و در حالی که از سوی سربازان برجسته نگهبانی می شد دستورات لازم را به سپاه خود می داد. این سواره نظام های سنگین اسلحه به نوبه خود از پشتیبانی کمانداران سوارکار سبک اسلحه حمایت می شدند که با نیروهای دشمن درگیر شده و آن ها را خسته می کردند. به اعتقاد نیکول (1996:20)، همانند دوران پارتیان، تعداد کمانداران سوارکار سبک اسلحه ده برابر اسواران بود. نیکول همچنین معتقد است سواره نظام سنگین اسلحه به ندرت می توانستند با حمله مستقیم پیاده نظام را در هم بشکنند. بنابراین سواره نظام سنگین اسلحه ساسانیان باید در دسته های نزدیک به هم  حرکت و مانور می کردند که جلوی آن به خوبی از سوی ارتش محافظت می شد و پیاده نظام هم در کناره ها در گیر سواره نظام دشمن می شدند. نکته جالب دیگر این است که سواره نظام ساسانیان تا سال های آخر شاهنشاهی خود از رکاب استفاده نمی کردند.

 شمشیرها: سنگ نگاره های ساسانیان در فیروزآباد 1و2 ، نقش رجب 3 ، و نقش رستم 1 (Masia, 2000 را ببینید) شمشیرها را به عنوان نماد ها و تمثیل های سلطنتی نشان می دهند. شمشیر ساسانیان مثل پارتیان دولبه و بلند بودند. به گفته گیرشمن (1963:295)، منابع ما در زمینه اسلحه های دوران ساسانیان بسیار کم هستند و اطلاعات اندکی در این زمینه به ما می دهند. این کمبود اطلاعات آکادمیک تا حدی از سوی آثار تیرارسیان پوشش داده شده اند که برخی فصل هایی که بوسیله مورخان ارمنی دوران ساسانیان در نیمه اول قرن پنجم نوشته شده اند را آورده است. این مورخین سه نوع اسلحه ای که همه نجیب زادگان ساسانی حمل می کردند را ذکر می کنند:

الف) تور (شمشیر کوتاه) به کمربند و سمت راست بدن وصل می شد،

ب) سوسر (شمشیر بلند) که به کمربند و سمت چپ بدن وصل می شد،

ج) نرن (خنجر) به ران بسته می شد.

در پارسی ، شمشیر را سنه با شمشیر می خواندند و در متون پارسی میانه مانوی شفشِر نامیده می شد (MacKinze, 1971 را بنگرید). بر پایه نمونه های باستانشناسی شمشیرهای ساسانیان در موزه های ایران،  شمشیر های ساسانیان را می توان به صورت زیر تقسیم بندی کرد:

الف) شمشیر های با محافظ دست صلیبی (دارای زائده ای به شکل صلیب در  بالای دسته که از دست شمشیر زن محافظت می کند)،

ب) شمشیر های با نیام با زواید P-شکل (با یا بدون نقش پَر)،

ج) شمشیر با نقش پُر و بدون زواید P-شکل و

د) شمشیر دودستی (شمشیر بزرگی که برای استفاده ازآن باید هر دو دست را به کار برد).

در این میان شمشیرهای با نیام و با زایده P- شکل قابل توجهند چرا که سمت بیرون این شمشیرها با نقش ها و الگو های پَر تزیین شده است، یعنی همان نگاره هایی که در سایر هنرهای تزیینی ساسانیان هم دیده می شود. هارپر (1978:84)از گیرشمن نقل می کند که طرح پَر را نماد پرنده ورگنا یکی از اشکال بهرام/ وِرِثْـرَغْـنَـه ایزد پیروزی زردشتی می داند. (برای اطلاعات بیشتر در مورد وِرِثْـرَغْـنَـه به خرده اوستا، 14 بهرام‌یشت مراجعه کنید). سلحشوران ساسانی از نقش پر بر روی دسته و نیام (غلاف) شمشیرها و زره خود استفاده می کردند تا از خود در برابر دشمنانشان محافظت کنند.

تصویر 7: یک شمشیر مربوط به اوایل دوران ساسانیان که از خاک در آمده است با محافظ دست صلیبی

نیزه: استفاده از نیزه ها از سوی واحدهای کاتافراکت های سنگین اسلحه به دوران هخامنشیان بازمی گردد. یک قمقمه قالبی سفالین از مقبره ای در کوای-کیرگلن-کالا در ساحل آمودریا پیدا شد که نقش یک سوارکار نیزه دار بر خود دارد (Sekunda, 1992:29).

واژه باستانی ارشتی (نیزه) که از سوی هخامنشیان به کار می رفت در دوران ساسانیان به ارشت بدل شد. پورداوود (1969/1347:39) گفت ریشه کلمه در پارسی نو نیزه است. فرخ (2005:13) می نویسد نیزه های ساسانی را با دو دست گرفته و در سطح کمر نگه می داشتند.

تبرزین: ساسانیان تبرزین نیز به کار می بردند. الصراف (2002:13) می گوید تبرزین یک تیغ بزرگ و پهن و دسته نسبتا بلندی داشت و سوارکاران ساسانی باید از بین تبرزین و گرز یکی را انتخاب می کردند چرا که حمل کردن هر دو با هم مایه زحمت و غیر ضروری است. الصراف اضافه می کند که در اسطوره ساسانیان، بهرام گور تبرزین (بنا بر روایت دیگر گرز گاوسر)  را به عنوان تنها سلاح خود انتخاب می کند تا بتواند به تنهایی در برابر دو شیر گرسنه ایستاده و تاج پادشاهی را از میان اینها بردارد.

کمان: به سنت هخامنشیان و پارتیان کمان همچنان در دوران ساسانیان از اهمیت بالایی برخوردار بود. اجزای کمان ساسانیان به این شرح است:  یک دسته به عقب رفته، کمان های نسبتا کوتاه و خمیده، زانویی محکم با منحنی که در بالا بزرگتر از قسمت پایین آن است.

جمع بندی: سلاح های مختلفی در دوره های هخامنشیان و ساسانیان ایران مورد استفاده قرار می گرفت. خیلی از این سلاح ها نه تنها در میدان های جنگ کاربرد داشتند بلکه نماد های پادشاهی نبیز بودند. یک بررسی جامع سنگ نگاره ها و اشیای هنری  در کنار یافته های باستان شناسی تصویری روشن از تحول و توسعه این سلاح ها می دهد. به علت رویارویی های نظامی ایران با سایر مدنیت ها سلاح های نو معرفی شده و سلاح های موجود بهبود بیشتری یافتند تا بیشترین تاثیر را داشته باشند.

تصویر 8- شمشیر ساسانی با نیام P شکل و نقش پر

 

یادداشت: بر حجاری پله های شمالی های تالار بار عام آپاداتا اسلحه دار داریوش شاه به چشم می خورد که آکیناکه های سلطنتی را را حمل می کنند. بر سنگ برجسته های آپادانا نمایندگی های ملت های مختلف نیز دیده می شوند که یک پارسی در پیشاپیش آنها حرکت می کند و یک آکیناکه پارسی یا مادی همراه دارد.

تصویر 9-شمشیر آکیناکه در نقش برجسته های پارسه

 

در مورد دکتر منوچهر مشتاق خراسانی:

دکتر منوچهر مشتاق خراسانی موسس Khorasani Consulting و در برگزاری دوره های آموزشی و سمینار های مربی گری، مدیریت، سخنرانی عمومی و بین فرهنگی تخصص دارد. او در سراسر اروپا به زبان های انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی در بلژیک، آلمان، ایرلند، ایتالیا، لوکزامبورگ، اسپانیا، سوئیس و انگلیس تدریس کرده است.

دکتر منوچهر مشتاق خراسانی مولف کتاب Arms and Armor from Iran: The Bronze Age to the End of the Qajar Period چاپ شده در 2006 است که به تحلیل موشکافانه جنگ افزار ها و جوشن های ایرانی از دوران پیش از تاریخ تا آخر دوران قاجار می پردازد. این کتاب بر اساس 800 منبع مکتوب دست اولیه و ثانویه بوده و برای نخستین بار دربردارنده  بیش از 520 اثر از موزه های ایران است. همچنین برخی آثار متعلق به مجموعه های خصوصی نیز در آن آمده اند. این کتاب که وی بیش از ده سال برای نگارش آن صرف کرد به عنوان برگزيده جايزه جهاني کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 2009 در زمینه ایرانشناسی شناخته شد. سلاح‌ها، ابزارهای جنگی، فولادها، جنگ‌افزاها، جوانمردی و عیاری از دوره ساسانی تا بعد از اسلام، از مباحث کتاب است. از این کتاب در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی معتبر سراسر دنیا به عنوان یک منبع مهم در در این زمینه ها استفاده می شود.

کتاب دیگر دکتر خراسانی‌، Lexicon of Arms and Armor from Iran: A Study of Symbols and Terminology  نام دارد که برای آن از صدها منبع دست‌نویس و گوهرنامه، جواهرنامه و شاهنامه استفاده كرده‌‌ است. این کتاب با خطوط  پهلوی، اوستایی و میخی نگاشته شده و لغت‌های قدیمی و فراموش شده فارسی نيز در آن ترجمه شده است. هدف او از نگارش این کتاب این است كه خواننده بتواند پس از مطالعه اين كتاب، کتاب‌هايی مانند شاهنامه را به راحتی مطالعه کند.

دکتر خراسانی همچنین بیش از هفتاد و سه مقاله به زبان های انگلیسی، اسپانیایی و آلمانی نگاشته است. او متخصص جنگ افزار در منطقه خاورمیانه است. و یکی از دغدغه هایش احیای هنر های رزمی ایران باستان و مرام های جوانمردی و عیاری ایرانی است و اعتقاد دارد که سطح آگاهی جوانهای ما به حدی برسدکه به جای تقلید الگوهای رزمی چینی، ژاپنی و کره ای، الگو های مثل رستم و گیو و توس داشته باشند.

دکتر منوچهر مشتاق خراسانی مدرس هنرهای رزمی چون کنگ فو توآ، یاییجوتسو و کنجوتسو هستند. او همچنین دارنده کمر بند سیاه دان دو فول کنتاکت کاراته وکمربند سیاه دان دو نام واه پایی می باشد.

Farrokh, Kaveh. Sassanian Eilte Cavalry AD 224-642.  Oxford: Osprey  Publishing Ltd. 2005

اسواران ساسانی، نگارش دکتر کاوه فرخ

Harper, Prudence Oliver.  The Ox-headed Mace in Pre-Islamic Iran. . In: Acta Iranica, 24. 2ieme série, vol. X.  Papers in Honour of Mary Boyce, pp. 247-259. 1985

Masia, K. The Evolution of Swords and Daggers in the Sasanian Empire. In: Iranica Antiqua, vol. Xxxv, pp. 185-289. 2001

Matufi, Assadollah.1999 (1378) Tarikhe Char Hezar Saleye Artesh Iran: Az Tamadon Ilam Ta 1320 Khorshidi, Jange Iran Va Araq (The four-thousand-year History of Iranian Military: From the Elamite Civilization to the Year 1320, The Iran, Iraq War).   2

چهار هزار سال تاريخ ارتش ايران: جنگ و جنگ آوري بر فلات ايران از تمدن ايلام تا 1320 خورشيدي / 2 جلدي، نگارش اسدالله مستوفی (1378)

Muzeye Meli Iran 2001 (1380) Irane Bastan: Negahi be Ghanjineye Muzeye Meli Iran (TheAncient Iran: An Overview of the Treasure of The National Museum of Iran).  Tehran:Sazmane Mirase Farhangi Keshwar.

موزه ملی ایران– ایران باستان: نگاهی به گنجینه موزه ملی ایران، تهران، مبراث فرهنگی کشور (1380)

Pur Davood, Ebrahim. Zin Abzar (Armament).  Tehran: Chakhaneye Artashe Shahanshahi.  1969 (1347)

زین ابزار: جنگ ابزارهای باستانی ایران، نگارش: استاد ابراهیم پورداود (1347)

Zoka, Yahya. Arteshe Shahanshahi Iran Az Kurosh Ta Pahlavi (The Royal Army of Iran from Kurosh to Phalavi). Tehran: Chapkhaneye Vezarate Farhang Va Honar. 1971 (1350)

ارتش شاهنشاهی ایران از کوروش تا پهلوی (1350)، نگارش یحیی ذکا (1350)

برگردان به پارسی: hessamoddin.wordpress.com


[1] یحیی ذکا یک ایرانشناس مشهور ایرانی و یکی از برجسته ترین باستان شناسان ایرانی بود که در رشته های ادبیات و  باستان شناسی فارغ التحصیل شد. او پؤوهش های دامنه داری در زمینه هنر ایرانی، باستان شنتاسی و تاریخ نظامی ایران انجام داد. او همچنین مدیر موزه هنرهای تزئینی ایران، مدیر کتابخانه ملی، مشاور وزارت فرهنگ و هنر بود و با موزه های نگارستان و رضا عباسی نیز همکاری داشت.

[2] استاد پورداوود برجسته ترین ایران شناس ایرانی و اولین کسی بود که اوستا را به زبان پارسی ترجمه کرد